ابراهيم عاملي ( موثق )

180

تفسير عاملي ( فارسي )

دل چو بينا است چه غم ديده اگر نابينا است خانه ى آينه را روشنى از روزن نيست و اين غزل حافظ هم مناسب اين جمله است : بيا كه چاره ى ذوق حضور و نظم امور بفيض بخشى اهل نظر توانى كرد گل مراد تو آنگه نقاب بگشايد كه خدمتش چو نسيم سحر توانى كرد تو كز سراى طبيعت نميروى بيرون كجا بكوى حقيقت گذر توانى كرد جمال يار ندارد نقاب و پرده ولى غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد طنطاوى : قصّه ى نوح و عاد و ثمود بما ميفهماند كه آدمى در اثر محيط ، و تو ارث بعقايد و افكار ديگران پابند است و فرزند مسيحى يا بودائى و يهودى و ديگر اديان همان دين پدران خود را مىپذيرند و معتقد هستند ، و بموجب حكم طبيعت بشر گرفتار صفات و اخلاق و اديان مخصوص محيط و آباء و اجداد خود هست و ليكن اين قصّه هاى پيغمبران نشان ميدهد كه آنها بشر را از اين بند و زنجير آزاد كردند و مردم را وادار كردند كه آن عادات را رها كنند و از اخلاق و رفتار پدران خود دست بردارند ، و آن كس كه بر آن روش بماند گرفتار عذاب و هلاك خواهد شد ، پس هر فرد عاقل موظَّف است كوشش كند در پاك كردن فكر و كار خود از پليديهاى اجتماعى كه در آن زندگى مىكند تا بسعادت قرب پروردگار خود برسد . سخن ما : قصّه ى نوح در قرآن مكرّر شده است ، و معلوم است كه اين گونه قصّه - ها از آيات رهبرى عمومى بشر ، و يا براى تعيين تكليف و وظائف فردى و اجتماعى همگانى نيست ، فقطَّ يادآورى است براى عبرت حاضرين و مخاطبين از فكر و كار و سرنوشت گذشتگان پس مردم آن روز كه روى اين قصّه ها و سخنان با آنها بوده است مطالبى از اين آيات درك ميكرده‌اند كه وسيله ى تحريك احساسات آنها ميشده - است و در نتيجه آماده ميشدند براى پذيرفتن سخن حقّ ، ولى آيا در تاريخ گذشته نوح و ملَّت او در چه سرزمينى بوده‌اند و كشتى سوارى آنها و طوفان موجب غرق مخالفين بچه جور بوده است ، مطلبى نيست كه ما آن را بتوانيم از نظر تاريخ كشف